همین چند شیر آب که بین چهار تا شش تا بیشتر نمی شد برای استفاده انبوه مردمی بود که باید ساعت ها نوبت می ایستادند تا ظرف و رخت هایشان را شسته و ظرفی آب برای استفاده در منزل ببرند.؛
باز هم آمدند، باز هم ایستادند و باز هم مثل همه سال های این بیش از چهار دهه با فریادی رسا اعلام کردند که پای آرمان و ایمانشان، پای ایران شان هستند، مردم شریف ایران ثابت کردند مثل آن دلقک پهلوی حسرتالسلطنه نیستند که حاضر نیست آزادی (بخوانید لاابالیگری) خودش را با هیچ چیزی معاوضه کند، حتی اگر آن یک چیز به ادعای خودش آزادی ایران باشد.؛
ننه با آهی که از نهادش برمی خاست می گفت وقتی مریض می شدند باید خودشان را با جیپی که یکی از اهالی روستا داشت یا با الاغ به قره چمن می رساندند تا دکتر معاینه کند آن هم دکتری سیه چرده هندی که زبان روستایی ها را نمی فهمید و چند حبه دارو داخل پاکتی می ریخت و دست آدم می داد.؛