به گزارش سهره آنلاین و به نقل از خبرگزاری فارس، شهری که روزگاری به خاطر هوای لطیف و کوچه باغ های سرسبزش «باغشهر ایران» خوانده میشد، امروز در محاصره بحرانهای متعدد از جمله ترافیکِ در مرز انفجار و آلودگی بیسابقه هوا گرفتار شده تا جایی که تصاویرثبت شده از تبریز از کوههای شهرستان هریس و فاصله تقریبی ۸۰ کلیومتری در روزهای گذشته، وضعیت قابل تامل و البته اسفناک و وخیم آلودگی هوا در این شهر را نشان داد.تبریز سالها به عنوان یکی از سالمترین و زیباترین شهرهای ایران شناخته میشد، شهری که ویژگی «باغشهری»، هویت آن را میساخت و نسیم خنک، کوچه باغها و آسمان آبی، بخشی از زندگی روزمره مردم بود، اما امروز این تصویر روشن جای خود را به آسمانی خاکسترپوش و هوایی سنگین داده در حالی که اگر کمتر از ۱۰ سال قبل به تبریزیها گفته میشد تبریز یکی از آلودهترین شهرهای ایران خواهد شد، باور نمیکردند و این تغییر چهره، نه تنها منظر شهر، که سلامت مردم، نظم آموزشی و کیفیت زندگی را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
در این شرایط توقعی که از مسؤولان و مدیریت اجرایی می رود، تلاش بی وقفه و شبانهروزی برای ریشه یابی و گرهگشایی از این بحران است که خود معلول و نتیجه زنجیره ای از معضلات است اما در کمال تعجب آنچه که در بیش از ۱۰ روز گذشته در صحنه مدیریت بحران استان برای کاستن از وضعیت آلودگی هوا با هدف تامین سلامت شهروندان اتفاق افتاد، عموما در حد صدور مصوبههای کارگروه اضطرار آلودگی هوا و در بهترین حالت ارائه توصیههای سلامتی و هشدارهای بهداشتی بوده است.نکته قابل تامل و البته تاسفبار در این خصوص این است که این اشتیاق مسئولان و مدیران ارشد اجرایی برای انجام وظیفه سخنگویی سازمانهایی چون محیطزیست و علوم پزشکی در حالی به تدریج تبدیل به یک سندروم دائمی میشود که تصمیمات و اقدامات انجام شده حتی در همان حد و اندازه کارگروه اضطرار آلودگی هوا نیز سنخیتی با سلامت و بهداشت جسمی و روانی شهروندان ندارد.برای نمونه در حالی که شاخص کیفیت هوای تهران در دوشنبه ۱۰ آذر عدد ۱۶۵ را نشان میدهد، مدارس پایتخت غیرحضوری اعلام شدهاند اما در تبریز با کیفیت هوای ۱۸۴ و آلودهتر از پایتخت، فعالیت مدارس حضوری و طبق روال اعلام شده است.برای صحتسنجی این ادعا منطقی خواهد بود ابتدا مروری اجمالی به سلسله عوامل دخیل در رسیدن وضعیت تبریز به مرز هشدارهای رنگارنگ آلایندهها در این روزها داشته و سپس عملکرد و اقدامات مسئولان و میزان اثرگذاری آنها در کاهش آلودگی هوا را از دید و منظر عمومی قضاوت و ارزیابی کرد، عواملی چون مازوتسوزی، ترافیک در مرز انفجار، محاصره شهر در حلقه نواحی و کارخانههای متعدد صنعتی، سامانه حمل و نقل عمومی خطی و نیمبندی، فرهنگ استفاده از خودروی شخصی و تمرکز مراکز اداری و خدماتی در هسته مرکزی شهر.
ترافیک و هجوم خودروهای فرسوده به تبریز در سایه توسعه نیمبندی حمل ونقل عمومی
یک از ریشههای اصلی وابستگی شهروندان تبریزی به خودروی شخصی و در نتیجه تشدید ترافیک و آلودگی هوا، عدم توسعه کافی و کارای حمل ونقل عمومی است، سامانهای که تاکسی.ها، ناوگان اتوبوسرانی و مترو سه ضلع مشخص آن هستند و در بررسی هر یک از این وجوه به وضوح با ناکارآمدی و عدم تناسب حمل و نقل عمومی با نیازها و الزامات شهری تبریز و شهروندانش روبهرو خواهید شد.در تشریح این موضوع تنها کافی است مسیر خدمات دهی خطوط مترو و بیآرتی تبریز را بر روی نقشه دنبال کنید، خطی مستقیم در هسته میانی و مرکزی شهر که حتی اگر از زمان تردد در همان مسیر خطی نیز صرف نظر کنیم، برای دسترسی به این سامانه های حمل و نقل عمومی متمرکز در نقطه ای خاص از شهر باید کلی زمان و هزینه صرف کرد که همین امر توجیه و تاکید مسؤولان بر لزوم استفاده شهروندان از مترو و بی آرتی در زمان تشدید آلودگی هوا را بی معنی میکند.در مورد ناوگان اتوبوسرانی تبریز نیز باید گفت برخی از خطوط اتوبوس تنها با چند دستگاه فعالیت میکنند و مسافران گاهی باید نزدیک به یک ساعت در انتظار بمانند و اگرچه در دوره های اخیر حدود ۲۵۰ دستگاه اتوبوس جدید به ناوگان اضافه شده، اما در مقابل تعداد قابل توجهی از خودروهای این ناوگان به دلیل فرسودگی از خط خارج شده اند و نوسازی ناوگان، همگام با فرسودگی پیش نرفته و حدود ۵۰ درصد از تاکسیهای شهر نیز فرسوده اعلام شده و نیمه تمام ماندن پروژههایی مانند خط دو مترو، بیش از پیش بر این مشکلات دامن زده است.
بر اساس برخی بررسیها و در خوشبینانه ترین حالت حداقل بیش از ۵۰ درصد آلودگی هوای تبریز ناشی از منابع متحرک یعنی وسائط نقلیه و خودروهاست و بر اساس آمارهای رسمی، قریب به ۸۵۰ هزار خودرو در خیابان های این شهر تردد می کنند که به معنای بیش از یک خودرو برای هر دو نفر است و این حجم از تردد در کنار نبود سیستم حمل و نقل عمومی جامع و کارآمد، به خودی خود بحرانزا و یک عامل مهم در تشدید ترافیک در مرز انفجار و آلودگی هوای تبریز است.این مشکل زمانی حادتر هم میشود که از یک سو موضوع فرسودگی بخش قابل توجهی از این خودروها والبته کیفیت سوخت نیز لحاظ شود، عواملی که وقتی با تمرکز مراکز و دستگاه های اجرایی و خدماتی در هسته مرکزی شهر جمع بسته شوند، به نوعی پازل ترافیک و آلودگی هوای تبریز تکمیل خواهد شد، چرا که این تمرکز باعث میشود شهروندان از تمام نقاط برای انجام کوچکترین امور اداری مجبور به سفر به مرکز شهر باشند و این الگوی تمرکزگرا، سفرهای درونشهری غیرضروری را افزایش داده و تمام این عوامل به طور مستقیم و غیر مستقیم در افزایش حجم ترافیک و آلایندههای هوای تبریز نقش دارند.
مازوتسوزی و نفس های سیاه شده تبریز
به نظر کارشناسان یکی از منابع عمده آلودگی هوای تبریز به ویژه در فصول سرد، سوزاندن مازوت با کیفیت پایین و آلایندگی بسیار بالا در نیروگاه حرارتی این شهر است و به دلیل قرارگیری این نیروگاه در مسیر باد منطقه، دود حاصل از مازوتسوزی مستقیماً به سمت شهر گسیل می شود و فرسوده بودن و عدم بهره وری مناسب نیروگاه با وجود تحمیل چنین هزینه ای بر گرده سلامتی شهروندان، لزوم بازنگری و اقدام جدی مسؤولان در این زمینه را اجتنابناپذیر کرده است.
تبریز در محاصره شهرک ها و کارخانه های صنعتی
تبریز از دیرباز علاوه بر اینکه شهر اولین ها بوده، لقب دیگری را نیز یدک می کشد و آن صنعتی ترین شهر ایران است و هر چند این امر به ذات و نفسه ویژگی مثبتی محسوب می شود، اما همانند بسیاری از پدیده های این دنیا، همین ویژگی مثبت در شرایطی خاص به چاقویی برنده تبدیل میشود و از منظر زیستمحیطی، حضور و فعالیت صنایع بزرگ در اطراف تبریز، سهم قابل توجهی نه تنها در آلودگی هوای این شهر بلکه افتادن گره کور بر ترافیک آن به ویژه در ورودیهای غرب و شرق تبریز دارد. این صنایع که برخی از آنها فاقد فیلترهای مناسب برای کنترل آلودگی هستند، در روزهای سرد سال و وقوع وارونگی دما، با افزایش مصرف سوختهای سنگین، بر شدت آلودگی می افزایند و برخی از این واحدهای سهم قابل توجهی در انتشار آلاینده ها دارند و برای مثال، بر اساس برخی بررسیها واحدی صنعتی چون سیمان صوفیان که در کرانه غربی و فاصله حدود 30 کیلومتری تبریز قرار دارد، سهمی ۳۰ درصدی در انتشار ذرات معلق درشت دارد و پالایشگاه تبریز با سهم ۸۷ درصدی در انتشار دی اکسید گوگرد یکی دیگر از متهمان اصلی آلودگی هوای شهر محسوب میشود.
فرهنگ غلط استفاده از خودروی شخصی و تک سرنشین
فرهنگ غلط استفاده از خودروهای تک سرنشین را می توان یکی از حلقه های آخر این چرخه معیوب دانست، وابستگی بیش از حد به خودروی شخصی و عدم تمایل به استفاده از حمل ونقل عمومی حتی برای سفرهای کوتاه درونشهری، باعث ازدحام خودروها در سطح شهر و ترافیک کور در مناطق مختلف شده و تغییر این الگوی رفتاری نیازمند فرهنگ سازی بلندمدت و همزمان، فراهم آوردن مطمئن و کارآمد مانند حمل ونقل عمومی توسعه یافته است.به عنوان جمعبندی باید گفت، تبریز در یک دوراهی تاریخی قرار گرفته است، ادامه روند کنونی به معنای تثبیت وضعیت بحرانی و تهدید جدی سلامت نسلهای آینده است و نجات تبریز از این وضعیت نیازمند اراده جمعی، مدیریت جهادی و برنامهریزی بلندمدت است، ضرورتی که تحقق آن با قیاس حجم و اثرگذاری تصمیمات و اقدامات مسؤولان استانی و شهری در خصوص هر یک از مولفههای مذکور در تشدید بحران هایی چون آلودگی هوا و بن بست ترافیکی تبریز محال و ناشدنی به نظر میرسد.این تنها یک نقد یا ادعای رسانه ای نیست بلکه همین تجربه ۱۰ روزه بحران آلودگی هوا در تبریز و نوع مواجهه و عملکرد و تصمیمات خلقالساعه و عموما بلااثر مسئولان و دستگاه های اجرایی به وضوح نشان داد که ریشهیابی این بحرانها و برنامهریزی و اقدام برای حل آنها چندان مورد توجه نیست و ابلاغیه هایی چون تعطیلی مدارس و ادارات و یا اجرای طرح زوج و فرد از درب منزل بدون در نظر گرفتن محدودیت ها و الزامات چنین طرحهایی را نیز در واقع باید مصداق همان جمله معروف «خالی نماندن عریضه» قلمداد کرد.
البته وقتی پاسخ استاندار در یک برنامه تلوزیونی در خصوص وضعیت مازوتسوزی نیروگاه تبریز و پیگیریهای صورت گرفته از سوی استانداری را بشنوید، احتمالا بیش از پیش نسبت به انفعال عمومی در دستگاه های اجرایی برای حل چنین بحرانهایی متقاعد خواهید شد، آنجا که وقتی مجری بهمن سال گذشته و در بهبوهه مباحث داغ مازوت سوزی نیروگاهها از بهرام سرمست میپرسد در این زمینه چه اقداماتی کردهاید، وی پاسخ می دهد «توقف مازوت سوزی در تبریز در اولویت بود اما چون رئیس جمهور از خودمان است، نتوانستیم اعتراض کنیم».هر چند وضعیت بحرانی ترافیک و آلودگی هوای امروز تبریز را باید معلول کم کاری ها و یا حتی ترک فعل ها در دوره های مختلف دانست، اما اینکه در دوره کنونی به بهانه ارتباطات فردی و ترس از خدشهدار شدن مطامع و منافع حزبی، هیچ عزم و ارادهای برای مطالبه حل مشکلاتی چون مازوت سوزی در سطح کلان صورت نمی گیرد و در مقابل تولید میوههای گرمسیری در منطقه سردسیری چون جلفا و منطقه آزاد ارس به عنوان یک دستاورد تبلیغ می شود، بیش از پیش این گزاره را در افکار عمومی نهادینه می کند که مسؤولان بیش از آنکه برای پیگیری و مطالبه حل مشکلات متعدد استان و دفاع از حقوق شهروندان اشتیاق داشته باشند، مایل به ایفای نقش سخنگو در بحران ها و بزنگاههای مدیریتی هستند.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : 0