کد خبر : 4703
تاریخ انتشار : شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۹
پروژه رسانهای دشمن؛ از تحریف واقعیت تا دوقطبیسازی

تحریف واقعیت، بحراننمایی و دوقطبیسازی اجتماعی، سه ضلع مثلثی است که رسانههای معاند برای تضعیف وحدت ملی ایران طراحی کردهاند؛ پروژهای چندلایه که هدف نهایی آن، فرسایش اعتماد عمومی و ضربه به انسجام اجتماعی کشور است.
سهره آنلاین: وحدت ملی، یکی از اصلیترین مؤلفههای ثبات و قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود؛ مؤلفهای که در چهار دهه گذشته، نقش تعیینکنندهای در عبور کشور از بحرانها، تهدیدها و فشارهای خارجی ایفا کرده است.بر همین اساس، این سرمایه راهبردی همواره در کانون توجه دشمنان ایران قرار داشته و رسانههای معاند بهعنوان بازوی نرم جبهه ضدایرانی، مأموریت تضعیف آن را بر عهده گرفتهاند.در چارچوب تحولات نوین عرصه نبرد، رسانههای معاند دیگر صرفاً به دنبال «اقناع افکار عمومی» نیستند، بلکه در قالب جنگ شناختی، ذهن، ادراک و نظام معنایی جامعه را هدف قرار دادهاند. هدف نهایی این جنگ، نه تخریب فیزیکی، بلکه ایجاد فرسایش اجتماعی، بیاعتمادی عمومی و تضعیف حس همبستگی ملی است.یکی از کلیدیترین مؤلفههای این راهبرد، بازتعریف مفاهیم هویتی است. رسانههای معاند تلاش میکنند هویت ملی ایرانی را از عناصر وحدتبخش خود تهی کرده و آن را به مجموعهای از هویتهای متعارض و متخاصم فروبکاهند. در این مسیر، قومیت، مذهب، زبان و حتی سبک زندگی، نه بهعنوان تنوع فرهنگی، بلکه بهعنوان خطوط گسل اجتماعی بازنمایی میشوند.در سطح عملیاتی، این رسانهها از تکنیک برجستهسازی بحرانمحور بهره میگیرند؛ به این معنا که مشکلات واقعی اما محدود، بهصورت اغراقآمیز و تعمیمیافته روایت میشود. هدف از این تکنیک، القای این گزاره است که جامعه ایرانی در وضعیت تعارض دائمی و بحران ساختاری قرار دارد. این در حالی است که هرگونه نشانه همگرایی، همدلی یا موفقیت ملی، بهطور سیستماتیک سانسور یا کماهمیت جلوه داده میشود.
دوقطبیسازی اجتماعی یکی دیگر از ابزارهای محوری رسانههای معاند است. تقابلهای ساختگی نظیر «ملت ـ نظام»، «مرکز ـ پیرامون»، «نسل جدید ـ نسل انقلابی» و «دینداران ـ غیردینداران»، در همین چارچوب قابل تحلیل است. این دوقطبیها، نه بر پایه دادههای معتبر اجتماعی، بلکه بر اساس روایتسازیهای احساسی و تحریککننده طراحی میشوند تا سرمایه اجتماعی کشور را مستهلک کنند.در این میان، شبکههای اجتماعی نقش تسهیلگر عملیات رسانهای را ایفا میکنند. انتشار گسترده شایعات، اخبار جعلی و روایتهای تأییدنشده از طریق حسابهای سازمانیافته و بعضاً ناشناس، موجب میشود پیامهای تفرقهافکنانه با سرعت بالا و هزینه کم به مخاطب برسد. این روند، بخشی از راهبرد «بمباران اطلاعاتی» است که در آن، تشخیص حقیقت از دروغ برای مخاطب دشوار میشود.نکته قابل توجه آن است که رسانههای معاند، در بسیاری از موارد، به دنبال ایجاد نارضایتی مستقیم نیستند، بلکه هدف اصلی آنها تبدیل نارضایتیهای طبیعی به بیاعتمادی مزمن است؛ بیاعتمادیای که در بلندمدت، پیوندهای اجتماعی و احساس تعلق ملی را تضعیف میکند.در برابر این پروژه چندلایه، مقابله صرفاً امنیتی یا واکنشی کافی نیست. تبیین فعال، روایتگری پیشدستانه، ارتقای سواد رسانهای و تقویت گفتمان وحدتبخش از جمله الزامات مواجهه مؤثر با جنگ رسانهای دشمن است. تجربه نشان داده است که هرگاه روایت اول و معتبر از سوی رسانههای داخلی ارائه شده، تلاش رسانههای معاند برای تحریف افکار عمومی ناکام مانده است.
در نهایت، باید تأکید کرد که وحدت ملی، پدیدهای ایستا و خودکار نیست، بلکه نیازمند بازتولید مستمر در عرصه رسانه، فرهنگ و سیاستگذاری است.رسانههای معاند ممکن است با ابزارهای پیچیده و روایتهای فریبنده، به دنبال تخریب این سرمایه باشند، اما آگاهی اجتماعی و انسجام تاریخی ملت ایران، همچنان مهمترین سد در برابر این جنگ نرم و شناختی محسوب میشود.
برچسب ها :وحدت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0