کد خبر : 4382
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۰
بازگشت به خانه خاطرات با قطار شب یلدا

شب یلدا را باید یکی از معدود فرصتها برای بازگشت به تنظیمات زندگی واقعی و نوستالژیک در هیاهوی یکنواخت و تکراری دنیای مجازی دانست، شبی که میتواند ما را به یکباره پرت کند وسط خاطرات همیشه رنگی خانههای خانباباها و خانننهها و دورهمیهای ساده و صمیمی، همان گمشدههای زندگی امروزی.
به گزارش سهره آنلاین، یلدا، این آیین کهن ایرانی، پدیدهای فراتر از یک جشن ساده است، جلوهای باشکوه و ملموس از مفهوم «صلهرحم» که در قلب آموزههای دینی و فرهنگ ملی ما ریشه دارد، مفاهیمی که در هیاهوی دنیای مدرن امروزی کمرنگ شده اند، اما بهانههایی مانند شب یلدا کافی است تا این رموز شادی و سرزندگی خانه های قدیمی پدربزرگ و مادربزرگها دوباره زنده شوند. یلدا تنها بلندترین شب سال نیست، بلکه فرصتی است برای بلندتر کردن بساط گفتوگو، گرمتر کردن دلها و محکمتر کردن پیوندها، همان اتفاقات سادهای که بسیاری از ما آنها را در دورهمیهای خانوادگی آخر هفته و حلقه زدن دور خانباباها و خانننههای سالهای کودکی و نوجوانی تجربه کردهایم و شب یلدا اوج این مراودات و صله رحمهای خانوادگی و فامیلی بود که در بوران مشکلات زندگی های سخت، دلمان را گرم میکرد برای دوباره زندگی کردن.اما هرچه جلوتر آمدیم و مدرنتر شدیم، هر چه اسباب آسایش زندگی مان بواسطه پیشرفت و صنعت و تکنولوژی فراهمتر شد و البته هر چه مجازیتر شدیم، این گرمای تعاملات خانوادگی و مهمانی های آخر هفته دوره ای هی آب رفت و سردتر شد و کوچ نسل خانباباها و خانننهها هم سوز این سردی روابط فامیلی و خانوادگی را بیشتر کرد و تهش ما ماندیم و مهمانیهای نیمبندی که نهایتش با سرک کشیدن در گوشی و اینستاگرام و تلگرام همدیگر سرش را هم میآوریم.
اما در این سردی زندگیهای مجازی امروز، شب یلدا مانند قهرمانی است که به یکباره در چله سرما از راه میرسد و میشود ناجی ما برای فرار از دست روزمرگی ها، تا طعم شیرین خاطرات خانههای باصفای قدیمی را دوباره مزه کنیم و حتی اگر شده، برای چند ساعتی هم از مشکلات بی سر و ته و ناتمام و پرسه زدن های هول هولکی در مجازیهای ساختگی فارغ شویم و زندگی را زندگی کنیم، دور سفره رنگارنگ شب یلدا و کنار بابا و مامانهایی که پیرشان کرده ایم، خواهر و برادرهایی که خیلی وقت ها فراموششان کرده ایم.«برای ما یلدا همیشه یعنی خانه پدربزرگ، با تمام شلوغی زندگی و دوری مسیر، همان چند ساعت دور هم نشستن، خوردن انارهای همان یک سینی و گوش دادن به همان خاطرات تکراری اما دلنشین پدربزرگ، انگار همه خستگیهای سال را می شست و می برد.»، اینها را خانمی میگوید که کارمند بانک است و با مرور این خاطرات دلش هوایی میشود برای حیاط خانه پدربزرگ در محله شکلی، خانه ای که امروز وسطش یک آپارتمان چند طبقه سبز شده و دیگر خبری از باغچه و حوض فسقلی وسط حیاط و کلی خاطره های اعجاب انگیز دور آنها نیست.
یلدا دریچهای برای تلاقی نسل امروز با زندگیهای باصفای دیروز
آقا رضای ۶۰ ساله و بازنشسته هم میگوید: من یلدا را دریچهای برای تلاقی نسلهای جدید با زندگیهای سخت اما شیرین و باصفای گذشتهمان میدانم، نوههای من شب چله، قصههای من و پدرشان را میشنوند، فال حافظ می گیرند و میفهمند این هندوانه فقط یک میوه نیست، نمادی است از اینکه می شود برای فرار از همه گرفتاری ها و فکر مشغولیهای روزمره، به دامان خانواده پناه برد و به آرامش رسید، حتی شده برای یکی دو ساعت. وی ادامه می دهد: یک بار نوه هفت سالهام پرسید: باباجون چرا یلدا که میشه، همه با هم انار میخوریم؟ و جواب من این بود: مثل دانههای این انار که کنار هم هستند، ما فامیل هم باید کنار هم باشیم، حتی اگر گاهی ترش باشیم.
قرار ملاقات اجباری شیرین
محدثه ۳۰ ساله، طراح و نقاش هم بواسطه همان ذوق هنری اش معتقد است: در این شهر بزرگ و محصور در آپارتمانهای کوچک، شاید ماهها همدیگر را نبینیم اما یلدا مثل یک قرار ملاقات اجباریِ شیرین است، پارسال، در همین جمع یلدایی، با دخترخالهام که سالها بود فقط در فضای مجازی همدیگر را میدیدیم، درباره یک ایده کاری صحبت کردیم و امروز شریک کاری هستیم و این یعنی یلدا فقط حفظ و امتداد سنتهای گذشته نیست؛ گاهی فرصتی است برای ساختن آیندهای که ریشه در همین پیوندهای اصیل دارد.»آری این تجربهها نشان میدهد که آداب و سنن ریشه داری چون شب یلدا چگونه مفاهیم ارزشمندی چون صلهرحم را بازتعریف می کنند و حتی بهانهای میشوند برای رفع کدورتهای کهنه و البته نباید فراموش کرد انتقال میراث فرهنگی، هویت و ارزشهای مشترک به نسل بعد را که در همین مهمانیهای خانوادگی و بگو و بخند های صمیمی اتفاق می افتد و کمترین حاصل آنها میشود حمایتهای عاطفی و اجتماعی که به صورت نامحسوس و در بطن جشنی بنام شب یلدا خلق میشوند.
شب یلدا، با تمام نمادهایش، از انار و هندوانه گرفته تا قصه و شعر و خاطرات تکراری بزرگترها، فقط یک جشن باستانی نیست، تمرین واقعی زندگی برای آموختن مفاهیمی چون صلهرحم است، جایی که در آن پیوندهای خونی و عاطقی، در گرمای یک شب زمستانی، دوباره جان میگیرند، استحکام مییابند و به نسلهای بعد سپرده میشوند. در دنیای سراسیمه و پرعجله امروز، این آیین پلی است بین گذشته و آینده و یادآوری میکند که ریشههایمان در کنار هم، قویتر و بارورتر است که ما فقط یک آدرس پستی یا یک پروفایل مجازی نیستیم؛ ما بخشی از یک خانواده، یک تبار، یک جامعه و یک تاریخ مشترک هستیم که باید دور یک سفره، هر چند جمع و جورتر و کم رمقتر از گذشته، اما با همان اصالت، در مجال هایی مانند شب یلدا، آنها را دوباره تجربه و تمرین کنیم.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0